حتی بهعنوان بزرگترین ادم تاریخ اتوکار، رد کردن این موضوع برای من سخت است، جدای از سبک خودرو.
همه دارای همان کاپوت جارویی بودند که به یک جلوپنجره مستطیلی عمودی بین دو چراغ جلوی مدور که در بالا نصب شده بودند ختم می شد که همیشه در جلو و اغلب در عقب با بال های جداگانه روی چرخ ها احاطه شده بودند. پس چه زمانی این موضوع متوقف شد؟
شما ممکن است نقطه ای را پیشنهاد کنید که آیرودینامیک از صنعت هوانوردی و «جریان سازها» ناشی از آن عبور کرد.
اما اصلیترین چیزی که باعث میشود این خودروها (نسبتا) مدرن به نظر برسند، قرار گرفتن چرخهای آنها در بدنهشان است – و این پیشرفتها متقابلاً منحصر به فرد نبودند.
اولین استریم لاینری که تولید شد، تروپفن واگن (“ماشین قطره آب”) ادموند رومپلر در سال 1921، ظاهری داشت که اتوکار آن را “بسیار غیر متعارف اما نه ناخوشایند، بدون هیچ گونه چیز خارجی” توصیف کرد، اما در واقع چرخ های آن هنوز توسط هیچ چیز دیگری محصور نشده بود. از گلگیرها
در همان زمان، دو تن از معاصران او، اورل پرسو و پل جارای، چند خط ساده با چرخهای «محصور» نوشتند، اما هیچکدام به نتیجه نرسیدند.
سپس، در سال 1923، اتوره بوگاتی همه را با مسابقه گرندپری جدید خود غافلگیر کرد. اتوکار در مورد تایپ 32 گفت: “تا آنجا که به طرح کلی آن مربوط می شود، کاملا اورجینال است.
ایده غالب این است که یک بال هواپیما با بخش عمیق، با سطح زیرین صاف و مرده، و کل ماشین تا حد امکان به جاده نزدیک شود.
تمام قسمت جلویی محصور است و به جز دسته شروع، تشخیص یک طرف از طرف دیگر برای تماشاگر غیرممکن است. ما فکر کردیم که “یادآور یک تانک” است و در واقع این نام مستعار محبوب آن شد.
با این حال، مطمئناً قابل توجه تر، رونمایی شرکت آلمانی هانوماگ در سال 1925 از 2/10 اسب بخار، یک نوزاد تک سیلندر بود، زیرا این اولین خودروی تولیدی بود که بال های خود را در کناره های بدنه خود جای داد.
آلمانیها بلافاصله پس از نانهای جیرهبندی شده توسط ارتش، آن را «Kommissbrot» نامیدند.
اتوکار گزارش داد: «شاسی دارای بسیاری از ویژگیهای خارقالعاده و بدیع است که موها را سیخ میکند. «این یکی از عجیبترین آدمهای کوچک است.»
ما نمیتوانستیم ببینیم که چرا کسی آن را با 132 پوند (6740 پوند به پول امروزی) میخرد، در حالی که آستین 7 چهار گلدانی 149 پوند (7610 پوند) بود، و در واقع تعداد کمی خرید کردند.
بنابراین این ایده مورد توجه قرار نگرفت – تا دوره بازسازی پس از جنگ جهانی دوم، زمانی که درک آیرودینامیک پیشرفت کرده بود، ساختوساز مونوکوک به طور فزایندهای جایگزین بدنه روی شاسی میشد و کمبود به این معنی بود که از مواد باید به اندازه کافی استفاده شود.
در سال 1947، برند نوپای ایتالیایی خودروهای اسپورت سیسیتالیا، کوپه 202 خود را با بدنه پینین فارینا از آلومینیوم سبک وزن عرضه کرد و اتوکار آن را بهعنوان «زیبا کارآمد و تمامشده» توصیف کرد.
202 آنقدر مهم بود که بعداً تبدیل به اولین اتومبیلی شد که توسط موزه هنرهای مدرن نیویورک خریداری شد و در مورد آن گفت: «این طراحی رادیکال از تزئینات و جداسازی قطعات معمولی خودروهای آن دوره به نفع یک پوست ساختاری یکپارچه، [که به نظر می رسد توسط طبیعت به جای دست انسان شکل گرفته است.»
در واقع، این اولین خودروی بریتانیایی بود که از چیزی که به طور فزایندهای به نام «پانتون» یا «پاکتپوش» معروف شده بود، استقبال کرد.
به طور مشابه، در ایالات متحده، Kaiser-Frazer و Crosley با اتومبیلهای صاف خود وارد آینده شدند و سپس مدرنیته در شکلهای زیبای Borgward Hansa و Mercedes 180 وارد آلمان شد.
از آن زمان به بعد، خودروسازان فضای بسیار بیشتری برای دادن شخصیت های فردی به طرح های خود داشتند، به خصوص با بهبود روش های شکل دهی فلز، و حتی بیشتر از سال 1960، زمانی که اولین چراغ های جلوی غیر گرد تولید شد – اما این داستان دیگری است.
منبع:autocar